علائم ظهور حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی ظهوره الشریف

علائم ظهور حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی ظهوره الشریف ارسال به دوست


روایاتی که در مورد حوادث قبل از ظهور و علائم ظهور رسیده بسیار و متنوع است؛ برخی از این روایات جوّ اجتماعات و بویژه وضع جوامع اسلامی را پیش از ظهور تشریح می کند، و برخی دیگر حوادثی را که نزدیک به ظهور واقع می شوند شرح می دهد، و برخی هم بروز اموری عجیب را بیان می نمایند. بررسی همۀ این روایات با پیچیدگی ها و رمزهایی که در برخی وجود دارد بعهدۀ کتابهای مفصّل است، و علاقمندان می توانند به کتابها و متونی که این روایات را نقل کرده اند مراجعه نمایند؛

ما در این مقال چند علامت را که روشنتر و به درک نزدیکترند ذکر می کنیم:

الف- روایاتی که جوّ قبل از ظهور را مشخص می سازد.
1- شیوع ظلم و جور و فسق و گناه وبی دینی در سراسر جهان و در جوامع اسلامی: در بسیاری از روایات که پیشوایان، قیام مبارک امام زمان (عج) را نوید داده اند، به این که «قیام آن گرامی در وقتی است که ظلم و جور جهان را فرا گرفته باشد» نیز تصریح فرموده اند. و در پاره ای از روایات هم یادآوری کرده اند که پیش از ظهور امام قائم (ع) ، و بویژه نزدیک به ظهور او، حتی در جوامع اسلامی فسق و فجور انواع گناهان و زشتیها رواج کامل خواهد یافت، و از آن جمله به این فجایع اشاره فرموده اند:
شراب خواری و خرید و فروش مسکرات آشکارا انجام می شود، رباخواری رواج می یابد، زنا و اعمال شنیع دیگر متداول و شایع و آشکار می گردد، قساوت، تقلّب ، نفاق، رشوه خواری، ریاکاری، بدعت، غیبت و سخن چینی بسیار است؛ بی عفّتی و بی حیایی و ظلم و ستم عمومی خواهد بود، و زنان بی حجاب و با لباس های زننده در اجتماع آشکار می شوند، مردان در لباس و آرایش شبیه زنان می شوند، امر به معروف و نهی از منکر ترک می گردد، و مؤمنان خوار و بی مقدار و محزون بوده و توانائی جلوگیری از گناهان و زشتیهارا نخواهند داشت. کفرو الحاد و بی دینی رواج یافته و به اسلام و قرآن عمل نمی شود، فرزندان نسبت به پدران و مادران آزار و بی حرمتی روا داشته و کوچکتر احترام بزرگتر را رعایت نمی کند و بزرگتر به کوچکتر ترحم نمی نماید و صلۀ رحم مراعات نمی شود. خمس و زکات پرداخت نمی شود و یا به مصرف صحیح خود نمی رسد، بیگانگان و کافران و اهل باطل بر مسلمانان چیره می شوند و مسلمانان با خود باختگی در همۀ امور و در لباس و گفتار و کردار از آنان تقلید و پیروی می کنند و حدود الهی تعطیل می شود و ... .
و بسیاری از فجایع دیگر که با عبارات گوناگون در روایات پیشوایان ما ذکر شده است و

ب – حوادث پیش از ظهور
2 و3- «خروج سفیانی» و «فرورفتن سپاه سفیانی به زمین» :
از علاماتی که پیشوایان معصوم ما بر آن بسیار تأکید کرده و صریح و روشن بیان فرموده اند، خروج سفیانی است؛ «سفیانی» طبق پاره ای از روایات مردی اموی و از نسل یزید بن معاویة بن ابی سفیان و از پلید ترین مردم استف نامش «عثمان بن عنبسه» است و با خاندان نبوّت و امامت و شیعیان دشمنی ویژه ای دارد، سرخ چهره و کبود چشم و آبله رو و بد منظر و ستمگر و خیانتکار است، در شام (سابق که مشتمل بر دمشق و فلسطین واردن و حمص و قنسرین است) قیام و به سرعت پنج شهر را تصرف می کند، و با سپاهی بزرگ به سوی کوفه در عراق می آید و در شهرهای عراق و بویژه در نجف و کوفه جنایات بزرگی مرتکب می شود، و سپاهی دیگر به سوی مدینه در عربستان می فرستد، سپاه سفیانی در مدینه به قتل و غارت می پردازند و از آنجا به سوی مکه می روند، و سپاه سفیانی در بیابانی میان مدینه و مکه به فرمان خدای متعال به زمین فرو می روند؛ آنگاه امام قائم (ع) پس از جریاناتی از مکه به مدینه و از مدینه به سوی عراق و کوفه می آید، و سفیانی از عراق به شام و دمشق فرار می کند، و امام سپاهی را به تعقیب او روانه می فرماید که سرانجام او را در بیت المقدس هلاک کرده و سرش را جدا می سازند.

4- بنابر روایات ائمه (ع)، سید حسنی مردی از بزرگان شیعیان است که در ایران و از ناحیه «دیلم و قزوین» (کوهستانهای شمالی قزوین که یک قسمت آن دیلمان نام دارد) خروج و قیام می کند. مردی خداجو و بزرگوار است که ادّعای امامت و مهدویت نمی کند، و فقط مردم را به اسلام و روش ائمه معصومین (ع) دعوت می نماید، و کارش بالا می گیرد و پیروان بسیار پیدا می کند، و مطاع و رئیس است و مانند سلطان عادلی حکومت می کند، و هنگامی که با سپاهیان و یاران خود در کوفه است به او خبر می دهند که امام قائم (ع) با یاران و پیروان خود به نواحی کوفه آمده است، سید حسنی با لشکریان خود با امام (ع) ملاقات می کند؛ امام صادق(ع) فرموده اند که سید حسنی امام را می شناسد اما برای آنکه به یاران و پیروان خود امامت و فضایل امام را ثابت کند آشنائی خود را آشکار نمی سازد، و از امام می خواهد که دلائل امامت را ارائه دهد، وامام (ع) ارائه می فرماید و معجزاتی آشکار می فرماید، و سید حسنی با امام بیعت می کند و پیروان او نیز با امام بیعت می کنند، بجر گروهی حدود چهار هزار نفر که نمی پذیرند و به امام (ع) نسبت سحر و جادوگری می دهند، و امام (ع) پس از سه روز موعظه و نصیحت، چون می پذیرند و ایمان نمی آورند، دستور قتل آنها را صادر می فرمایند و همۀ آنان به فرمان امام کشته می شوند.

5- «ندای آسمانی»:
یکی دیگر از علامات مشهور، ندای آسمانی است و آن چنان است که پس از ظهور امام غائب در مکّه، بانگی بسیار مهیب و رسا از آسمان شنیده می شود که امام را با اسم و نسب به همگان معرفی می کند، و این ندا از آیات الهی است؛ در این ندا به مردم توصیه می شود که با امام بیعت کنید تا هدایت یابید و مخالفت حکم او را ننمایید که گمراه می شوید.
و ندای دیگری قبل از ظهور صورت می گیرد که برای تثبیت حقانیت حضرت علی (ع) و شیعیان او خواهد بود.


6- «نزول عیسی مسیح (ع) و اقتدای او به حضرت مهدی (ع)» :
در پاره ای از روایات نزول عیسی مسیح (ع) از آسمان و اقتدای او در نماز به حضرت مهدی (ع) جزو اموری که همراه ظهور آن حضرت صورت می گیرد ذکر شده است . رسول گرامی اسلام (ص) به دختر خود فاطمه زهرا (س) فرمودند: «ومنّا والله الّذی لا اله الّا هو مهدی هذه الامّة الّذی یصلّی خلفه عیسی بن مریم» (و به خدائی که پروردگاری جز او نیست سوگند که مهدی این امت از ما است همانکه عیسی بن مریم پشت سر او نماز می خواند).

علائم و نشانه های دیگری نز در کتاب ها جمع آوری شده است؛ امّا آیا این علائم همه واقع می شوند یا ممکن است در آنها تغییراتی بوجود آید موضوعی است که در جای خود بررسی و مقرر شده و فرموده اند علائم بر دو قسم است: حتمی و غیر حتمی، و آنچه حتمی است واقع می شود.
در پاره¬ای روایات فرموده اند حتی حتمیّات هم ممکن است تغییر یابد، و آنچه تغییر پذیر نیست چیزهایی است که خدای متعال وعده فرموده و خداوند خلف وعده نمی فرماید: «انّ الله لایخلف المیعاد»
بدیهی است روایاتی که محتومات را نیز قابل تغییر می داند حالت انتظار را درجامعۀ شیعه قوی ترمی سازد تا همیشه منتظر باشند و خود را آماده سازند زیرا ممکن است علائم واقع نشده باشد ودر عین حال آن حضرت ظهور نماید.

پی نوشتها

به: روضۀ کافی، ص 36 – 42، و اثبات الهداة، ج7، ص 390 – 391، و بحار، ج 52، ص 254، و کفایة الموحدین، ج2، ص 844- 846، و منتهی الآمال، زندگی امام دوازدهم، ص 106 – 107، و بسیاری کتب دیگر که علائم و فتن راذکر کرده اند رجوع شود.
منتهی الآمال زندگی امام دوازدهم، ص 102-103، اثبات الهداة، ج7، ص 398 و 417، غیبت نعمانی باب 14، در علامات ظهور، از ص 247-283، غیبت طوسی، علامات ظهور، از ص 265 – 280، روضۀ کافی، ص 310، حدیث 483، بحار ، ج52، ص 186 و 237 – 239، و دیگر صفحات باب علامات ظهور از ص 181 الی 278، کفایة الموحدین، ج2، ص 841 – 842.
منتهی الآمال ، زندگی امام دوازدهم، ص 104 – 103، بحار، ج53، ص 15 -16، کفایة الموحدین، ج2، ص 842 – 843.
منتهی الآمال ، زندگی امام دوازدهم، ص 102، غیبت شیخ طوسی، ص 274، اثبات الهداة، ج7، ص 424، غیت نعمانی، ص 257، حدیث 14 و 15 و نیز در دیگر روایات باب 14 این کتاب، کفایة الموحدین، ج2، ص 740، روضۀ کافی، ص 209 – 210، و ص 310، حدیث 483، بحارالانوار، 52 در بسیار روایات صفحات 181 – 278.
اثبات الهداة، ج7، ص 399
اثبات الهداة، ج7، ص 14
اثبات الهداة، ج7، ص 431
بحارالانوار، ج52، ص 279و 283و 305 – 308 و 310 و 311و 340 و 346و 352و 354و 360و 361و 364و 367و 368و 378 و ج 53، ص 12 ، اکمال الدین ، ج2، ص 367 و 368، کشف الغمه، ج3، ص 360 – 363 و 365، ارشاد مفید، ص 341 – 344، غیبت نعمانی، ص 231 و 233 و 234 و 238 و 243 و 281 – 282، غیبت شیخ طوسی، ص 280 – 286، منتخب الاثر، ص 482.

علامه سترگ حسن زاده آملی

وبلاگ علامه دهر

چه خوش روزگاری حسن را خدا        به لطف عمیمش نموده عطا

خرامد شب و روز در بوستان         بوَد سرخوش از محضر دوستان

چه بُستان؟ که در او نبینی گلی            و یا نشنوی نغمه بلبلی

و هم دوستانی همه بی زبان           و لیکن سخنگوی و نیکو بیان

جهان دیده و کاردان و حکیم            خبر می دهند از زمان قدیم

دریغی ندارند زآموختن               نه حاجت به پختن و یا دوختن

مگر آنکه هر فرد از آن کبار         به یک پوستین سر کند روزگار

نخواهند اندر جهان نان و آب           ندارند هم لحظه ای میل خواب

چو غمناک گردم تسلّی دهند              دل تیره ام را تجلّی دهند

نگیرند مزدی ز تعلیمشان             جواهر شود گرچه تقدیمشان

همی خواهم از کردگار انام              که باشد مرا فیضشان مستدام

 

(هزار و یک کلمه/ ج۷/ص۱۵۷-۱۵۸)

 

علامه سترگ حسن زاذه آملی



آلبوم عکسهای علمای جدید و قدیم حوزه های علمیه شیعیان



  • سری سیزدهم از آلبوم عکسهای علما

  • سری دوازدهم از آلبوم عکسهای علما

  • سری یازدهم از آلبوم عکسهای علما

  • سری نهم از آلبوم عکسهای علما

  • سری هشتم از آلبوم عکسهای علما

  • سری هفتم از آلبوم عکسهای علما
    "

  • سری پنجم از آلبوم علما

  • خداوند همه آنها را بیامرزد
  • کیفیت ضعیفه شما ببخشید ! بهترین مجموعه از عکسهای علما

  • آلبومی از علمائی جدید و قدیم حوزه علمیه شیعه!

  • دکتر مهاجرانی !بدون شرح!


دکتر مهاجرانی !بدون شرح!

خندان و شاد!

گاهی از اوقات در زندگی ،دوستان شما لحظات خوشی برای شما رقم می زدند ؛به روایت ساده تر دارای خصوصیاتی هستند که آنها را از دیگران متمایز میکند ! دوست عزیزم جناب آقای وطن چی مصداق بارز یک چنین رفیقی است ،در اوج غم و اندوه شما رو میخنداند ! خاطرات خوشی از ایشان در مدینه منوره دارم خداوند ایشان را موفق بدارد و هیچگاه خنده از لبانش محو نشود!

راستش خیلی دلم می خواست دوستانی که ارادت زیادی به اونها دارم عکسهای آنها رو بیارم توی این صفحه ،هم عرض ارادتی بنمایم و هم عکسشون برای همیشه بر صفحه دلم بمونه و هیچگاه فراموش نکنم که در برهه ای از زمان روبروی من قرار گرفتن و من از چشمه زلال محبتشان به واسطه حضرت امام علی ابن موسی الرضا (علیه السلام )سیراب گشتم!!
دوست عزیزم جناب آقای فدائی خادم مسجد امام جواد الائمه ( علیه السلام) که ارادت زیادی به ایشان دارم !

دوست عزیزم پیمان فدائی انسان باهوش دوستی بی ریا و دوست داشتنی!

عزیزم فکرش رو نکن ! خدا بزرگه! خیلی راحت به تو بگویم تو رو بعد خدا به امام رضا علیه السلام سپرده ام !! یادم از روزهائی می افتم که صورت کوچک و قشنگت رو تو بغل میگرفتم و قطرات اشکم جاری میشد مثل بارون ! و اون وقت میگفتم آقا جان مادرت زهرا(سلام الله علیها) جان جوادت حفظش کن !

محمد جواد این روزها خوشحاله که مهد رو شروع کرده با دوستان جدیدش فصل جدیدی از زندگی رو شروع کرده!!

سید جلیل القدر سید جلیل!!!واقعا سید جلیلیه!!!! دوستش دارم

دوست خوب نعمته! البته ایشون محسنه! دوست خوب و نیکوی من

کجائید ای شهیدان خدائی/بلا جویان دشت کربلائی
سالن ورزشی آیت‌الله طالقانی در بروجرد. اجساد دانش‌آموزان ایرانی که بر اثر حملهٔ هواپیماهای عراقی در ظهر ۲۰ دی ۱۳۶۵ شهید شدند.


  • عکس با کیفیت این سید و عارف فرزانه بعنوان تبرک برای شما که دوستدار علما هستید گذاشته میشود، امیدوارم در سفری که به مشهد مقدس داشتید (انشاء و بزودی ) این عالم واجب التعظیم نزدیک ایشان را ملاقات کنید.
    "}" title="این را می‌پسندم" href="http://www.facebook.com/#" class="UFILikeLink">

  • دوستان عزیز برای این عالم فرزانه دعا کنید حضرت آیت الله سید جعفر سیدان نور چشم مشهدی هاست ، این رو از نحوه مراجعات مردمی میشود تشخیص داد.

    "}" title="این را می‌پسندم" href="http://www.facebook.com/#" class="UFILikeLink">
  • بلهوسی گفت به لیلی به طنز رو ،که چنین موزون ، افزون نی
    لیلی از این حال بخندید و گفت با تو چه گویم ،که تو ،مجنون نی

  • و چقدر اهل حوصله:در حال پاسخگوئی به زائر
    "}" title="این را می‌پسندم" href="http://www.facebook.com/#" class="UFILikeLink">

  • با سلام محضر دوستان عزیز :دیشب توفیق پیدا کردم که در محضر امام هشتم (علیه السلام ) نایب الزیاره شما باشم حدود ساعت 2شب جمعه ،جای شما خالی امیدوارم بزودی زائر قبر آن امام همام باشید ؛در آن ساعت استجابت دعا خیلی خوشحال شدم که عالم برجسته حوزه علمیه مشهد مقدس حضرت آیت الله سید جعفر سیدان (حفظه الله) رو در حرم مطهر ببینم جای بسی افتخار برای حقیر بود ؛ الحق و الانصاف دارای تواضع و کمالات دنیوی و اخروی است، کسی که در پیش همگان در استان خراسان و همچنین سائر شهر های کشور عزیزمان ایران شهره و صاحب منصب است؛عکس هایئی از حضور ایشان در آن ساعت روحانی به اشتراک میگذارم ، آنقدر امیدوار بودم که ایشان برای همه ما دعا کرده باشند خداوند بر طول عمر شریفش بیافزاید.

عکسی که به اتفاق  مجاهد دوست عزیزم  و دوست گرامی سید امیر گلکار و پدر  ارجمندشان گوسفند رو عقیقه را خریدیم و به سوی مسلخ عشق رهسپاریم!!!!!

[تصویر:  zf7bjqz42pwi5d9m6t.jpg]


یا ابوالفضل :

آموخته ایم از تو وفاداری را **** خون تو نوشت معنی یاری را

ای کاش که آب کربلا می آموخت *** آن روز زچشمت آبرو داری را


خنده بر هر درد بی درمان دواست



در اسلام اصل بر مهربانی است ؛خشونت معنائی نداشت و ندارد،بخندید و شاد باشید؛مشهور این است که ادخال سرور در قلب مومن سفارش شده است ما به قصد تبرک چند اپیامک تقدیم می کنم دلهای شما شاد و لبهای شما خندان
هیچوقت همسرتون رو به خاطر عیب هایی که داره سرزنش نکنید
چون اون بنده خدا
به خاطر همین عیب ها بوده که نتونسته از شما بهتر پیدا کنه !
.
.
.
عزیزم
خیلی وقته می خوام یه موضوعی رو بهت بگم
اما روم نمی شه…
من…
من عاشقت شده ام
با من ازدواج می کنی ؟
به نظرت این متن رو واسه اونی که دوستش دارم بفرستم خوبه؟
گفتم تو دختری، اخلاق دخترا رو بهتر می شناسی!
.
.
.
یه سوال دارم
چرا وقتی شلوار سفید میپوشی ، خاکی که میشه رنگش سیاهه !؟
ولی وقتی شلوار مشکی میپوشی ، خاکی که میشه رنگش سفیده !؟
.
.
.
دو تا توصیه مهم برای زندگی سالم
۱٫ همیشه حقیقت رو هرچقدر هم که تلخ و خطرناکه با قدرت بگید
۲٫ بلافاصله پس از گفتن فرار کنین !
.
.
.
آیا از بستن بند کفشتون خسته شدید؟
نگران نباشید
کافیه بند کفشتون رو با هدفونتون عوض کنید
وقتی حواستون به هدفون نیست خودش گره میخوره !

.
.
.
شوهر چیست !؟
شخصی است که آشغالارو می ذاره دم در
و چنان قیافه ای می گیره انگار همه خونه رو تمیز کرده !
.
.
.
پسر : کجا میری ؟
دختر : میرم خودکشی کنم
پسر : پس چرا اینقد آرایش کردی ؟
دختر : آخه فردا عکسم تو روزنامه ها چاپ میشه ! [تصویر:  icon_biggrin.gif]
.
.
.
دیگه به من زنگ نزن
حالا شناختمت
من نمیتونم دیگه با تو باشم
ازت بدم میاد
بی لیاقت
خداحافظ
“این آخرین جمله ای بود که همسایمون به شوهرش گفت”
میخاستم تو ام در جریان باشی عزیزم !
.
.
.
اگه قرار باشه بین عشقت و ۱ میلیون دلار یکی رو انتخاب کنی
اولین چیزی که با اون پول می خری چیه !؟
.
.
.
سلام خوبی ؟
همین الان یه حس بدی بهم دست داد
ولی من بهش دست ندادم
اینقدر ضایع شد !
.
.
.
همیشه با کسی رفاقت کن و دوست باش
که وقتی دعوات شد زورت بهش برسه و بتونی بزنیش !
.
.
.
مرا اینگونه باور کن :
کمی خسته کمی تنها
کمی از یاد رفته ٬کمی مغرور
کمی بی کَس ٬ کمی گستاخ
کمی سر خوش
کمی….. کمی باور کردنم سخته !!؟؟
.
.
.
یه مرغ دارم پنج کیلو ، روزی ۲ تا تخم میذاره
(معاوضه با زمین یا ویلا ! )
.
.
.
۱ قانون تنبلی هست که میگه :
اگه یه چیزی افتاد پشت تختت ، برای همیشه اونجا میمونه !
.
.
.
همه شب فکرم این است و همه شب سخنم !
گر روم دیر به منزل ، چه بگویم به زنم !
.
.
.
یه سوال دارم
هنوز هم نمیدونم
هر روز که میگذره
از عمرم کم میشه یا به عمرم اضافه میشه !؟
میشه راهنماییم کنی !؟
[b].
.
.
در جواب به کسانی که وقتی دستتو می کنی تو دماغت
میگن : “داری شماره ی فلانی رو می گیری ؟”
باید سریع دستتو دربیاری و بگی “بیا با تو کار داره” !
.
.
.
یکی از رموز ماندگاریه دوستی ها اینه که هر کسی دُنگ خودش رو بده !
.
.
.
خوب هم که باشی ، از بس بَدی دیده اند
خوبیهایت را باور نمیکنند.
نفرین به شهری که در آن غریبه ها آشناترند
.
.
.
یه وقتایی هم هست سر کلاس از بغل دستیت میپرسی چیزی میفهمی ؟
اونم میگه نه بابا
ینی اون لحظه انگار دنیا رو بهت دادن :دی
.
.
.
دوستم میگفت پیاز تنها ماده غذایی هست که میتونه اشک آدمو در بیاره
من برای اینکه ثابت کنم اشتباه میکنه یه نارگیل برداشتم و زدم تو سرش
اونم کاملا به اشتباهش پی برد [تصویر:  icon_smile.gif]
.
.
.
به یک اتفاق خوب جهت افتادن نیازمندیم! خرید در محل!
.
.
.
اگه پنج تا دونه پاستیل داشته باشم و دوستم دو تاش رو برداره
من میمونم و یه دوست مرده و پنج تا دونه پاستیل
درس حساب کردم !؟
.
.
.
این چند روزه بس که با کامپیوتر کار میکنم قاط زدم
امروز قوری از دستم افتاد کف آشپزخونه کثیف شد
داشتم دنبال ctrl+z میگشتم [تصویر:  icon_smile.gif] )
.
.
.
من : دلار شده ۳۵۰۰
دوستم : کجای کاری شده ۴۰۰۰
من : نه بابا من لحظه ای دارم چک میکنم از تو اینترنت
دوستم : برو بابا اینترنتت قدیمیه ! [تصویر:  icon_smile.gif] )
.
.
.
زندگی به من آموخت هر چیز قیمتی دارد
پنیر مجانی فقط در تله موش یافت می شود !

.
.
.
نبوغ و نقشه هایی که من در فرار کردن از مدرسه داشتم
مایکل اسکوفیلد توی فرار از زندان نداشت
من حیف شدم!
.
.
.
توی تاکسى اگه دقیقا جایى که میخواى پیاده شى
به راننده بگى، ۵۰ متر جلوتر وامیسته!
ولى اگه ۵۰ متر قبل از مقصد بگى فورا ترمز میگیره !!:|
.
.
.
یه فامیل داریم ۲۸ ساله بیکاره!
اگه دو سال دیگه بیکار بمونه بازنشسته میشه؟
.
.
.
همسرت را قبل از ازدواج بیازما نه یکبار ، بارها
اما بعد از ازدواج آزمایشش نکن
در آزمونها همراهیش کن !
.
.
.
از والدین محترم تقاضا دارم وقتی توی یه محیط پر رفت و آمد
بچه تون رو به صورت افقی بغل میکنین ، حتما کفشاشو دربیارین
[تصویر:  icon_neutral.gif]
.
.
.
دختره بهم زنگ زده جای اینکه من بگم شما اون میگه شما!
منم در عین ناباوری گفتم ببخشید اشتباه برداشتم
خداحافظ [تصویر:  icon_neutral.gif]
.
.
.
یه بار جوگیر شدم سی‌دی شجریان خریدم
صبح از خونه راه افتادم گذاشتم
رسیدم محل کارم هنوز شروع نکرده به خوندن [تصویر:  icon_neutral.gif]
.
.
.
چیز چیست ؟!
کلمه ایست شگفت انگیز در زبان فارسی
که میتواند جایگزین تمـــام کلمات دیگر شود [تصویر:  icon_smile.gif] )
.
.
.
پدر و مادر عزیز
اگه صبح وقتی که از خونه بیرون میرین من پای اینترنتم
و وقتی که برمیگردین خونه من بازم پای اینترنتم
الزاما معنیش این نیست که
از وقتی رفتین تا وقتی که اومدین من پای اینترنت بودما !
با تشکر فراوان !
.
.
.
داداشم یه گوشه خونه لاتی نشسته بود
همه بهش خندیدیم
بعد پسر داییم بهش میگه بیا از دور خودتو ببین خیلی خنده دار شدی !
.
.
.
دقت کردین وقتی یکی میره خارج اولین کاری که میکنه
گرفتن عکس با شلوارک تو خیابون هستش ؟؟
.
.
.
یه مگس رو هوا بود در یک چشم به هم زدن رو هوا گرفتمش
با کلی افتخار به بابام گفتم حال کردی ؟؟!!
سرش رو تکون داد گفت خاک بر سرت ، جوونای هم سن تو هواپیمای بدون سرنشین
میگیرن رو هوا ، تو هنوز مگس شکار میکنی
.
.
.
تنهایی‌ یعنی مادری که تو رو ۹ ماه تو شکمش تحمل کرد
ولی تو
بعضی‌ مواقع طاقت نداری یه لحظه تحملش کنی‌ [تصویر:  icon_sad.gif]
.
.
.
رفتم عکس ۳*۴ گرفتم خانومه انقد با فوتوشاپ بهش ور رفت
که الان نیم ساعته نشستم به عکسه نگا میکنم تا به جا بیارمش !
.
.
.
دیروز، پینوکیو آدم شد
و امروز ، آدمها پینوکیـو !
من از عاقبت مادربزرگ می ترسم
اگر فردا ، شنل قرمزی گرگ شود . . .
.
.
.
ﻳـــﻪ ﻭﻗتی ﻓﺮﺍﻣﻮﺷـی ﻳــﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭی ﺑﻮﺩ
ﻣﺜﻞ ﺍﻻﻥ ﻧﺒـــﻮﺩ ﻛﻪ ﻧﻌـمت ﺑﺎﺷه…!
.
.
.
ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯿﺎ ﻣﯿﺴﻮﺯﻩ …
ﺩﺍﺭﻥ ﯾﻪ ﺟﺮﯾﺎﻧﯿﻮ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺟﻠﻮﯾﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻦ ،
ﺟﺎﯼ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﯾﻬﻮ ﻣﺴﺎﻓﺮِ ﻣﯿﮕﻪ :
“ﺁقا ﻣﺮﺳﯽ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻣﯿﺸﻢ”
یکی نیست به اینا بگه چرا با احساسات مردم بازی می کنید !

اوج هیجان

شکستن بلوک سیمانی به کمک دست با سرعت آهسته

عکس متحرک جالب: نگاه معنادار دختربچه به پسربچه!

 

این تصاویر را ببینید فقط جیغ نزنید ، لطفا

jigh این تصاویر را ببینید فقط جیغ نزنید ، لطفا

این تصاویر را ببینید فقط جیغ نزنید ، لطفا

این نقاط دلهره‌آورترین نقاط دنیا هستند که فقط شجاع‌ترین افراد قدم به آنجا می‌گذارند. پس بهتر است شجاع باشید و تا آخر سفر ما را همراهی کنید.

terrible این تصاویر را ببینید فقط جیغ نزنید ، لطفا

  •   هتل وحشت

هتل وحشت یکی از نقاط رعب‌آور جهان است که جست‌و‌جو‌گران ترس و وحشت حتما به آنجا می‌روند. این هتل در شهر لاس‌وگاس ساخته شده و مساحت آن به ۱۳۹۳ متر مربع می‌رسد.

ساخت این هتل ۱۰ میلیون دلار هزینه داشت اما سازندگان آن معتقدند که هزینه صرف شده برای این هتل به ترس و وحشت ایجاد شده در این هتل می‌ارزد.

راهروهای این هتل تا جایی که امکان دارد به شکل قدیمی وکهنه ساخته شده و درهای اتاق‌های آنها به صورت آهنی و به بدترین شکل ممکن طراحی شده است.

افرادی که در این هتل ساکن می‌شوند هرگونه ترس و وحشت را به جان می‌خرند. فضای هتل طوری طراحی شده که ترس و وحشت را به بازدیدکننده انتقال می‌دهد.

آینه‌های دستشویی این هتل همگی خون‌آلود است و حتی در گوشه و کنار رختشویی آن تکه‌هایی از پوست مصنوعی انسان دیده می‌شود.

جالب اینجاست که بعضی از مشتاقان ترس و وحشت، جشن‌های عروسی خود را در این هتل  ترسناک برپا می‌کنند.

terrible1 این تصاویر را ببینید فقط جیغ نزنید ، لطفا

  •       قلعه بران

قلعه بران در همسایگی براشوف رومانی یکی از ساختمان‌های ملی و مشهور رومانی است. نام این مکان را قلعه «دراکولا» نیز گذاشته‌اند زیرا ادعا می‌شود ۶۰۰ سال پیش از این یکی از معروفترین خون‌آشام‌های تاریخ به نام «ولاد تاپیز دراکولا» شاهزاده والاچیا(منطقه‌ای در جنوب رومانی) در این قلعه متولد شد.

پدر والاد را «دراکول» به معنی اژدها یا شیطان صدا می‌زدند چرا که این اعتقاد وجود داشت که او به دستور آزدها به جنگ رفت.

گفته می‌شود که او پس از کشتن و شکنجه اسیران به بدترین شکل ممکن، خون آنها را می‌نوشید و بدین ترتیب او یکی از مشهورترین خون‌آشام‌های تاریخ به شمار می‌رود.

تاریخدانان می‌گویند که ولاد دستور کشتن بیش از ۲۰ هزار نفر را در دوران سلطنتش صادر کرده است.

از این رو قلعه بران یکی از وحشتناک‌ترین مکان‌های دنیا به شمار می‌رود که هر سال تورهای گردشگری بسیار برای گردش در قلعه دراکولا ترتیب داده می‌شود.

terrible2 این تصاویر را ببینید فقط جیغ نزنید ، لطفا

  •  جنگل خودکشی

«آاوکیگاهارا» برای ژاپنی ها بسیار نام آشناست چرا که این جنگل یکی از وحشتناک‌ترین مناطق ژاپن به شمار می‌رود.

به اعتقاد مردم این کشور، روح‌های سرگردان به همراه بادها در میان شاخ و برگ درختان جنگل مخوف پرسه می‌زنند و مدام زمزمه مرگ می‌کنند.

هر چند وزش باد میان شاخ‌و‌برگ درختان این جنگل باعث به وجود آمدن چنین صداهای مخوفی می‌شود اما پیشینه این مکان رعب‌اور باعث شده تا مردم همیشه از بودن در آن احساس ترس کنند.

آاوکیگاهارا یا جنگل تاریک در کوهستان فوجی قرارگرفته که مردم آن را به خاطر درخت‌های انبوهش بهترین مکان برای مردن می‌شناسند چرا که این جنگل منطقه بسیار مشهوری برای خودکشی است.

سال ۲۰۰۲ تعداد اجسادی که از میان شاخ‌و‌برگهای جنگل مرگ پایین کشیده شدند ۷۸ عدد بود و همین باعث شد نام این جنگل بر سر زبان‌ها بیفتد.

اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود چرا که چهار سال بعد ۱۶ خودکشی دیگر در این جنگل به ثبت رسید.

جالب اینجاست که اگر وارد جنگل مرگ شوید در گوشه و کنار آن تابلوهایی نصب شده که روی آن جمله«لطفا در تصمیم خود تجدید نظر کنید» یا « قبل از اینکه تصمیم به مردن بگیرید با پلیس مشورت کنید» به چشم می‌خورد.

اما هیچ یک از این راهکارها نتیجه مطلوبی نداده و خودکشی‌ها در آاوکیگاهارا همچنان ادامه دارد.

terrible3 این تصاویر را ببینید فقط جیغ نزنید ، لطفا

  • گورستان گریفریارز اسکاتلند

از قرن شانزدهم مراسم‌های خاکسپاری بسیاری در این گورستان صورت گرفت و از آن زمان حوادث غیرطبیعی بسیاری در این گورستان قدیمی گزارش شده است.

می‌گویند اگر خیلی خوش‌شانس باشید با ورود به این گورستان، صداهای عجیب و غریبی را می‌شنوید یا جریان هوای سردی را احساس می‌کنید.

اما عده بسیاری که به این گورستان رفته‌اند پس از خروج از آنجا کبودی‌ها و جای چنگ زدن‌هایی روی بدنشان دیده می‌شود و گفته می‌شود همه اینها از ارواح ناآرام گورستان سرچشمه می‌گیرد.

در متون تاریخی آورده شده که در سال های ابتدایی قرن شانزدهم، زندانیان سیاسی بسیاری را در این گورستان دفن کردند، نزدیک به ۱۲۰۰ نفر از این زندانی‌ها در بدترین شرایط زندانی شدند که اکثر آنها جان باختند.

terrible4 این تصاویر را ببینید فقط جیغ نزنید ، لطفا

ادامه نوشته



ازدواج شرعی یک خواهر و برادر با هم

پیدایش نسل اوّل (آدم و حوّا) و فرزندان بی‏واسطه آنان و چگونگی آن روشن است؛ امّا در كیفیت تكثیر نوه‏های حضرت آدم(علیه‌السلام) میان مفسران و صاحب‏نظران اختلاف است و وجوه متعددی تصوّر دارد؛ ولی از قرآن و روایات سه نظریه برداشت می‏شود:

1. ازدواج فرزندان آدم(علیه‌السلام) با هم به دستور خدای سبحان صورت گرفت،

زیرا این عمل بر اساس روایات، برای فرزندان آدم (هابیل و قابیل با خواهر هر یك) حلال بود و پس از آن حرام شد.[1]

2. خداوند برای فرزندان آدم(علیه‌السلام) از بهشت حوریانی فرستاد تا با آنان ازدواج كنند، زیرا خداوند از انسان‏ها درباره طهارت پیمان گرفته است، از این رو چگونه ممكن است نسل بشر با عمل حرامی افزایش یافته باشد؟[2]

3. خداوند برای فرزندان آدم(علیه‌السلام) همسرانی را از جنّیان یا از آن‏ها و حوریان قرار داد تا نكاح آنان از این راه تأمین شود.[3]

از ظاهر آیه مورد بحث برمی‏آید كه همه انسان‏ها از یك حقیقت‏اند و نسل بشر از آدم و حوّا(علیهماالسلام) گسترش یافته است: (الَّذی خَلَقَكُم مِن نَفسٍ واحِدَة وخَلَقَ مِنها زَوجَها وبَثَّ مِنهُما رِجالاً كَثیراً ونِساء) و چنانچه چیز دیگری نیز در پیدایش نوه‏ها سهم می‏داشت، خداوند می‏فرمود «بثّ منهما و من غیرهما».

بر این اساس، اگر دلیل عقلی قطعی یا نقلی معتبری باشد كه خداوند غیر از آدم و حوّا، دختر و پسری را آفرید یا از نسل قبلی دختر و پسری مانده بود كه فرزندان آدم و حوّا با آنان ازدواج كردند، می‏توان از ظاهر آیه گذشت و گفت كه مردان و زنان فعلی در حقیقت از آدم و حوّا و از آن دختر و پسری هستند كه خداوند آفرید و چون آدم و حوّا قبل از آن دو خلق شدند و ریشه اصلی به شمار می‏آمدند، خدا فرمود كه از آدم و حوّا مردان و زنان فراوانی پدید آورده است، پس فقط با وجود دلیل عقلی یا نقلی معتبر می‏توان آیه را چنین توجیه كرد؛ نه‏اینكه چون می‏شود توجیه كرد، (بَثَّ مِنهُما) به معنای «بثّ منهما و من غیرهما» است و چون این‏ها ریشه اصلی بودند، براساس تغلیب فرمود: (وبَثَّ مِنهُما)!

روایات مختلف و معارض را نیز یا باید با هم سازگار كرد؛ یا بر اثر تعارض سقوط می‏كنند و قرآن كریم تنها مرجع است.

خلاصه آنكه آنچه فعلاً با غمض نظر از روایات می‏توان گفت این است كه آفرینش همه انسان‏ها از حضرت آدم و حوّا(علیهماالسلام) و نیز ازدواج فرزندان آدم با یكدیگر مطابق شریعت آن زمان روا بوده، هرچند بعداً حرام شده است.

بررسی و پاسخ دو شبهه
درباره ازدواج فرزندان حضرت آدم(علیه‌السلام) با یكدیگر شبهاتی هست كه به سبب فراگیری این مسئله و شبهات آن، یهودیان، مسیحیان و مسلمانان، اعم از شیعه و سنّی باید پاسخگو باشند و تنها آنان كه شریعتی ندارند از پاسخ معاف‏اند، زیرا به حلال و حرامی پای‏بند نیستند.

1. ناسازگاری ازدواج خواهر و برادر با فطرت

خدای سبحان انسان‏ها را با فطرتی پاك و تغییرناپذیر آفریده است و احكام دین نیز مطابق با فطرت است و چون ازدواج خواهر و برادر با فطرت خدادادی انسان سازگاری ندارد، حرام است.

در پاسخ ابتدا باید روشن شود كه معنای «فطری بودن» دین، این است كه اصول كلّی اعتقادات، اخلاقیات، حقوق و نیز خطوط كلّی فروع فقهی دین، مطابق فطرت و ثابت است.

هم فطرت انسان‏ها تغییر نمی‏كند: (فِطرَتَ اللهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها تَبدیلَ لِخَلقِ الله)[4] و هم دین الهی: (إنَّ الدّینَ عِندَ اللهِ الإسْلام)[٥]، ازاین‏رو هر پیامبر بعدی، در خطوط كلّی یاد شده، پیامبران پیشین را تصدیق می‏كرد: (مُصَدِّقاً لِما بَینَ یَدَیه)[٦]؛ امّا خطوط و فروع جزئی در هر عصر و نسلی، متغیّر است: (لِكُلٍّ جَعَلنا مِنكُم شِرعَةً ومِنهاجا)[٧]، از این رو گاه قرآن كریم چیزی را كه در شریعت قبلی حلال بوده است، برای شریعت بعدی حرام می‏كند؛ یا به عكسْ حرامی را حلال اعلام می‏كند، چنان كه آیه (ومُصَدِّقاً لِما بَینَ یَدَی مِنَ التَّوراةِ ولأُحِلَّ لَكُم بَعضَ الَّذی حُرِّمَ عَلَیكُم وجِئتُكُم بِآیَةٍ مِن رَبِّكُم فَاتَّقوا اللهَ وأطیعون)[٨]، هم عیسای مسیح را تصدیق كننده موسی و تورات معرفی می‏كند و هم می‏رساند كه مسیح(علیه‌السلام) امر جدیدی را همراه دارد و آن، حلال شدن برخی چیزهاست كه در دین موسای كلیم حرام بوده است و خطوط اصلی و كلی هر یك مطابق فطرت بوده است و فقط بعضی از فروع جزئی‏اند كه نسخ می‏پذیرند نه خطوط كلی دین.

اگر پرسش شود كه از سویی، دینْ فطری است و فطرت نیز تغییرناپذیر؛ و از سوی دیگر، فروع دین تغییر می‏پذیرند؛ چگونه هر دو مطلب درست‏اند؟

پاسخ این است كه فطرت‏ها دو گونه‏اند: 1. فطرت فرشتگان كه همیشه ثابتِ محض است، از این‏رو برنامه‏های تكوینی آن‏ها نیز ثابت محض است.

2. فطرت انسان كه با طبیعت او هماهنگی كامل دارد: طبیعت انسان كه امری متغیّر است و مربوط به بدن، با فطرت توحیدی او كه امری ثابت است و مرتبط به روح، در هم آمیخته و واقعیّتی به نام انسان را شكل داده‏اند: (إنّی خالِق بَشَراً مِن طین فَإذا سَوَّیتُهُ ونَفَختُ فیهِ مِن رُوحی فَقَعوا لَهُ ساجِدین)[9]، پس انسان نه طبیعی صرف است، بسان گیاهان و حیوانات؛ و نه فطری محض است، همچون فرشتگان؛ و نه میان دو جنبه فطری و طبیعی‏اش ناهماهنگی و جدایی است، وگرنه انسان دو حقیقت می‏بود نه یك حقیقت، بنابراین بین طبیعت متغیّر و فطرت ثابت او پیوندی است كه بر اثر آن، طبیعت متغیّر از ثبات فطرت بهره می‏برد و آن فطرت از تغییرپذیری طبیعت متأثّر می‏شود.

طبیعت متغیِّر آدمی «شِرْعه» و «منهاج» متغیّر می‏طلبد و فطرت ثابت نیز تقاضایی دارد كه با خطوط كلی دین به آن پاسخ داده می‏شود. برهمین‏اساس، ذات اقدس الهی برای هر دوره و نسلی، یك سلسله فروع جزئی تنظیم و بعضی از حلال‏های شرایع پیشین را برای شریعتی دیگر حرام می‏فرماید؛ همچون «طیّباتی» كه قبلاً برای یهود حلال بود و بر اثر ستمشان بر آن‏ها حرام شد: (فَبِظُلمٍ مِنَ الَّذینَ هادوا حَرَّمنا عَلَیهِم طَیِّباتٍ اُحِلَّت لَهُم)[10] و حضرت مسیح(علیه‌السلام) ضمن تصدیق تورات از حلال شدن همان محرّماتِ زمان موسای كلیم(علیه‌السلام) یاد می‏كند: (ولاُحِلَّ لَكُم بَعضَ الَّذی حُرِّمَ عَلَیكُم).[11]

حسن و قبح شرعی نیز بر اساس مصلحت و مفسده‏ای است كه زمان و مكان و اوضاع در آن دخالت دارند، پس ممكن است در شریعت حضرت آدم و ن موقعیت زمانی، ازدواج خواهر و برادر حرام نبوده و واقعاً قبحی هم نداشته است، چون در آن زمان سبب تام حرمت و قبح، تحقّق نداشته است.

تذكّر:
فطرتْ مصون از هرگونه تغیر است، لذا دین الهی از هر دگرگونی محفوظ است؛ اما طبیعت از چند منظر تحول‏پذیر است: یكی به طور عادی است كه تبدل منهاج و شریعت را به همراه دارد و دیگری تغیر درون نهاد طبیعت است كه بر اثر سوء اختیار مردم یك سرزمین رخ می‏دهد كه این نیز حكم جدیدی را دربر دارد.

در زمان رسول اكرم‏صلی الله علیه و آله و سلم نیز بعضی امور ابتدا حرام نشده بود و پس از نزول تدریجی آیات و بیان احكام حرام شد و اسلام، هم در آن آغاز مطابق فطرت انسانی بود و هم در این انجام.

غرض آنكه چون فطرت با طبیعت مرتبط است و طبیعت هم با زمان و مكان، مقتضیات هر زمان اثر خاص خویش را دارد و مجموعه دین كه از خطوط كلی و جزئی تشكیل می‏شود با فطرت مردم هر عصری مطابق است، پس همان‏گونه كه سایر محرّمات در زمان حلال بودنشان مطابق با فطرت‏اند، ازدواج خواهر و برادر هم كه اكنون حرام است، در زمان حلّیتش مطابق با فطرت بوده است.[12]


2. قبیح بودن ازدواج خواهر و برادر

ازدواج خواهر و برادر (محارم با یكدیگر) قبیح و زشت است و به زمان و مكانی خاص اختصاص ندارد؛ حتی برخی حیوانات نیز چنین نمی‏كنند؛ چه برسد به انسان‏ها، چنان كه امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: به من گزارش رسید كه حیوانی با خواهر خود ازدواج كرد؛ پس از آنكه حقیقت امر برایش روشن شد، خود را كشت.[13]

در پاسخ این شبهه ابتدا باید معنای حسن و قبح اشیا و ذاتی و واقعی یا عرضی و اعتباری بودن آن روشن شود:

1. حسن و قبح در حكمت نظری غیر از حسن و قبح در حكمت عملی است: حسن و قبح در حكمت نظری به كمال و نقص وجودی بازمی‏گردد؛ آنچه سبب كمال وجودی چیزی است برای او حَسَن است و آنچه سبب نقص وجودی آن چیز است برای وی قبیح است؛ مثلاً علم برای انسان كمال و دارای حُسن است و جهل برای وی نقص و سبب قبح است.

حسن و قبح به این معنا مورد اتفاق متكلّمان؛ لیكن خارج از بحث كنونی و نظایر آن است.

2. حسن و قبح در حكمت عملی به معنای تحصیل كمال و پرهیز از تعطیل آن نیز مورد اتفاق متكلمان و خارج از بحث كنونی است؛ مثلاً حَسَن‏بودن فراگیری علم و ادب و قبیح بودن تنبلی و تن‏پروری مورد پذیرش همگان است.

3. حُسن و قبح در علم النفس و طبّ، به این معنا كه چه چیز برای نفس لذیذ و گواراست و چه چیز برای او تلخ و ناگوار؛ مثلاً غذای لذیذ، آهنگ گوشنواز، آب گوارا، منظر زیبا و مانند آن‏ها حَسَن تلقی می‏شوند و امور منافر و مبائن با نفس، قبیح.

حُسن و قبح به این معنا نیز مورد اتفاق متكلمان؛ اما خارج از بحث فعلی است.

4. حُسن و قبح در افعال، به این معنا كه چیزی را باید انجام داد كه عقلا آن را نیك می‏دانند و انجام دهنده آن را مدح می‏كنند و چیزی را نباید انجام داد كه عقلا آن را زشت می‏دانند و مرتكب آن را مذمّت می‏كنند. آیا عقلا بدون دلیل نقلی چنین ادراكی را درباره افعال انسان دارند یا نه.

این معنا از حُسن و قبح مورد اختلاف اشاعره و دیگران است كه آنان اثبات می‏كنند و اشاعره انكار؛ و آن را منحصراً مستفاد از دلیل نقلی می‏دانند نه از دلیل عقلی.

5. حُسن و قبح برخی افعال ذاتی است كه در هر زمان و در هر زمین و با هر زبان محقّق شوند حكم خود را دارند؛ مانند حُسنِ عدل و قبح ظلم. عَدل یعنی قراردادن هر چیزی در جای مناسب خود و ظلم برخلاف معنای عدل است. عدل حَسَن است ذاتاً و دائماً و ظلم قبیح است ذاتاً و دائماً. هرچند معنای ذاتی در این مطلب كه راجع به حكمت عملی است غیر از ذاتی معروف در حكمت نظری است؛ ولی می‏تواند برای خود اصطلاح خاص داشته باشد و برهان مناسب خویش را فراهم كند؛ ولی تبیین آن از بحث كنونی خارج است.

حُسن و قبح بعضی افعال ذاتی نیست، بلكه به وجوه و اعتبارات است. هرچند ممكن است اقتضای حُسن یا قبح در آن‏ها باشد؛ ولی هرگز علّیت تام برای حسن یا قبح ندارند؛ مانند قتل كه اگر ظالمانه باشد قبیح است و چنانچه عادلانه و به صورت قصاص یا دفع كافر از حریم اسلامی باشد حَسَن است و نظیر صدق و كذب و...، زیرا هیچ‏یك از این عناوین اخیر ذاتاً و دائماً حَسَن یا قبیح نیستند، بلكه با وجوه متعددْ احكام مختلف می‏پذیرند؛ مثلاً زدن یتیم اگر برای تنبیهِ لازم باشد حَسَن است، وگرنه قبیح خواهد بود.

حُسن و قبح به معنای مدح و ذم را عقل و نقل هر دو فی الجمله كشف می‏كنند، زیرا مصالح و مفاسد برخی از افعال در دسترس عقل است، ازاین‏رو می‏تواند به حُسن و قبح آن‏ها فتوا دهد، هرچند از ملاك‏های افعال دیگر آگاه نیست. آنچه در ادلّه نقلی وارد شده است و كاشف از اراده یا كراهت شارع مقدس است حتماً با رعایت ملاك‏های واقعی مصلحت و مفسدت خواهد بود، زیرا شارع حكیم كه درس حكمت می‏دهد: (یُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ والحِكمَة)[14] مصون از گزاف و معصوم از اخلال به ملاك‏های واقعی است.

براساس امور یاد شده در پاسخ شبهه قبح ازدواج فرزندان حضرت آدم(علیه‌السلام) می‏توان چنین گفت:

1. احكام شرعی به تدریج نازل شده‏اند و در شریعت حضرت آدم(علیه‌السلام) یا در اوایل نزول شریعت وی ازدواج خواهر و برادر حرام نبوده است.

2. حسن و قبح عدل و ظلم ذاتی است؛ ولی حسن و قبح هر چیز دیگری با لحاظ شرایط و مقتضیات و خصوصیات زمانی و مكانی آن است.

3. حسن و قبح شرعی نیز بر اساس مصلحت و مفسده‏ای است كه زمان و مكان و اوضاع در آن دخالت دارند، پس ممكن است در شریعت حضرت آدم و آن موقعیت زمانی، ازدواج خواهر و برادر حرام نبوده و واقعاً قبحی هم نداشته است، چون در آن زمان سبب تام حرمت و قبح، تحقّق نداشته است. البته روایات آینده مطلب خاص خود را به همراه دارند.


شبکه تخصصی قرآن تبیان

منبع: تفسیر تسنیم، جلد 17،تالیف آیت الله جوادی آملی


[1] ـ ر.ك: تفسیر تسنیم، ج17، بحث روایی ذیل همین آیه

[2] ـ علل الشرایع، ج1، ص32؛ تفسیر نور الثقلین، ج1، ص432.

[3] ـ این بحث ارتباطی تنگاتنگ با مباحث روایی دارد و در بحث تفسیری تنها به برداشت از ظاهر قرآن پرداخته می‏شود.

[4] ـ سوره روم، آیه 30.

[5] ـ سوره آل عمران، آیه 19.

[6] ـ سوره آل عمران، آیه 3.

[7] ـ سوره مائده، آیه 48.

[8] ـ سوره آل عمران، آیه 50.

[9] ـ سوره ص، آیات 71 ـ 72.

[10] ـ سوره نساء، آیه 160.

[11] ـ سوره آل عمران، آیه 50.

[12] ـ البته بعضی از مسائل مربوط به موضوعات را حكومت اسلامی تعیین خواهد كرد؛ مثلاً اگر در جایی بین اهم و مهمّی تزاحم پیدا شد، باید به اهم پرداخت و تشخیص این اهم از آن مهم و نیز اصلح از صالح بر عهده كارشناسان متعهد است.

[13] ـ علل الشرایع، ج1، ص29 و31؛ تفسیر نور الثقلین، ج1، ص430. تسنیم، جلد 17صفحه 128

[14] ـ سوره بقره، آیه 129.[تسنیم، جلد 17 - صفحه 129]



روایت خودمانی ۸ هنرمند از زیارت امام هشتم (ع)

يکي از خاطرات حضورش در حرم مي گويد، يکي از دلتنگي هايش، يکي از آرزوهايش براي زيارت دوباره و يکي هم با آقا نجوا مي کند...وقتي با آن ها تماس مي گيرم و مي خواهم درباره امام رضا(ع) بگويند صدايشان متفاوت مي شود بعضي هايشان بغض مي کنند و از امام هشتم مي گويند...

محمد فيلي: نعمتي براي ما

63 سال سن دارم و تاکنون بيش از 50 سفر به مشهد داشته ام، حدود 38 بار با مادر مرحومم به زيارت آقا امام رضا (ع) آمدم و بارها نيز براي شرکت در جشنواره ها و مسابقات دعوت شده ام که در همه سفرهايم توفيق زيارت آقا را داشته ام. امام رضا (ع) افتخار و نعمتي براي مملکت ماست و همه ما ايراني ها ارتباط خاصي با آقا داريم و مشتاق و عاشق حضرت هستيم، بنابراين هر مشکلي که داشته باشيم، نزد آقا مي آييم تا حاجت بگيريم. امام رضا (ع) ستاره تابناکي در کشورمان است که بايد قدرش را بدانيم.

حميدرضا پگاه: زندگي در مشهد جزو آرزوهايم است

هميشه مشهد را خيلي دوست داشتم و دليل اصلي آن هم وجود آقا علي ابن موسي الرضا‌(ع) است و جزو آرزوهايم است که در مشهد زندگي کنم که متأسفانه اين آرزويم تاکنون محقق نشده است. در روز ولادت آقا آرزو مي کنم همه زائران به حاجت شان برسند و از آقا هم مي خواهم که مهر و محبت را به دل همه بيندازد و همه خوش اخلاق تر شوند و بتوانند به راحتي زندگي خود را بگذرانند.

پوراندخت مهيمن: اشک از ديدگانم جاري مي شود

عاشقانه امام رضا (ع) را دوست دارم و هميشه مشتاقم تا قسمت شود به پابوسي‌اش بيايم. براي بازي در فيلم «حميد نعمت ا...» هم قسمت شد تا به مشهد و زيارت آقا بيايم که بسيار لذت بخش بود و هر زمان به زيارت مي آيم بي اختيار اشک از ديدگانم جاري مي شود. در روز ولادت آقا از ته دل شفاي بيماران را طلب مي کنم و مي خواهم جوانان مان موفق و سلامت باشند.

مريم کاوياني: دعا مي کنيم شفاعتمان کنند...

هر فرد رازي دارد و نياز دارد با خدا و اماماني که واسطه هستند صحبت و درد و دل کند اين ها احساسات شخصي من است. هم چون تمامي مردم ايران به آقا امام رضا (ع) ارادت خاصي دارم و در دوران کودکي با چشمان خودم معجزاتي از آقا ديدم و از اين همه بزرگي در شگفتم خيلي اوقات به زيارت آقا مي روم و دعا مي کنم که شفاعتمان کنند و براي مردم کشورم آرزوي سلامتي مي کنم.


فرخ نعمتي: احساسي عجيب

روز پاياني فيلم برداري مجموعه «ولايت عشق» براي فيلم ديگري بايد به تربت حيدريه مي رفتم و در فاصله پايان بازي ام در اين مجموعه تا زماني که دوستان آمدند تا من را به تربت حيدريه ببرند، حدود 10 ساعت در مشهد بودم و اين زمان را به زيارت آقا امام رضا (ع) رفتم و چون در حال و هواي بازي در اين مجموعه بودم بسيار تحت تاثير قرار گرفته بودم و يک دل سير زيارت کردم و خاطره خوبي از اين سفر دارم. اميدوارم شرايطي برايم فراهم شود تا هرچه زودتر پابوسي حضرت بيايم.

حبيب دهقان نسب:اولين زيارت

وقتي براي اولين بار به مشهد آمدم خيلي حس کنجکاوي داشتم وقتي توفيق يافتم در حرم مطهر امام رضا(ع) قدم بگذارم بسيار علاقه مند بودم ببينم و حس کنم همه آن عظمتي را که درباره اش شنيده بودم. در واقع اولين زيارتم بيشتر حس کنجکاوي داشتم تا اين که از زيارت ارضا شوم...

رضا توکلي: آقا همه عشق است

آقا امام رضا (ع) جايگاه ويژه اي نه تنها براي من بلکه براي همه مسلمانان دارند. سالروز تولد اين گوهر درخشان دلنشين ترين عيدها برايم محسوب مي شود. علي ابن موسي الرضا(ع) جز عشق چيز ديگري نيست، و عاشقانه به آقا ارادت دارم. آن قدر کرامات، عشق، محبت و بزرگي آقا بسيار است که در کلام نمي گنجد.ما ايراني ها حرف ها و درد دل هاي بسياري با آقا داريم و هنگامي که به زيارت آقا مي روم از خود بي خود و محو زيبايي و جمالش مي شوم. تاکنون هر آن چه که از حضرت طلب کرده ام به من عطا کرده است.

اميرحسين رستمي: مبهوت شدم

البته همسرم اهل مشهد است . يک بار که براي اداي احترام و زيارت به حرم آقا مشرف شدم از ديدن آن همه جمعيت عاشق مبهوت شدم. در دهه کرامت و روز ولادت آقا، سلامتي براي خود، همسر و دوستانم طلب مي کنم و اميدوارم لب مردم کشورم هميشه خندان باشد.

عمل مستحبی با اثر گذاری عمیق


5عمل مستحبی با اثر گذاری عمیق

در اسلام، عمل به مستحبّات، از اهمیت والایی برخوردار است و موجب ارزش‌بخشی به سایر اعمال انسان می‌شود. انجام امور مستحب، نظیر نمک غذاست؛ غذای بدون نمک را می‌توان مصرف کرد، امّا فاقد لذّت و خوشمزگی است. اعمال واجب انسان نیز وقتی لذّت‌بخش‌تر و مثمر ثمر می‌شوند که با مستحبّات همراه باشند.

حضرت امام باقر«سلام‌الله‌علیه» فرمودند: وقتی پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» را به معراج بردند، گفتگوهایی بین ایشان و خداوند متعال ردّ و بدل شد که در ضمن آن، پروردگار عالم می‌فرماید:

«...وَ إِنَّهُ لَیتَقَرَّبُ إِلَی بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِی یسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِی یبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِی ینْطِقُ بِهِ وَ یدَهُ الَّتِی یبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِی أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِی أَعْطَیتُه‏»[1]

...و به‌درستى كه بنده من، به‌وسیله مستحبّات، به‌من تقرّب جوید تا آنجا كه من دوستش دارم، و چون دوستش دارم آنگاه گوش او شوم كه بدان بشنود، و چشمش شوم كه بدان ببیند، و زبانش گردم كه بدان بگوید، و دستش شوم كه بدان برگیرد، اگر بخواندم اجابتش كنم، و اگر خواهشى از من كند به او بدهم.

در اینجا بیان دو نکته ضروری است:

اوّل: اهتمام به انجام مستحبّات، به معنای ترک واجبات نیست، بلکه امور مستحب، در کنار انجام واجبات و ترک محرّمات، ارزش پیدا می‌کنند.

دوّم: معنای کلمه نافله در این رویات، منحصر به نمازهای نافله نیست و هر امر مستحب نظیر انس با قرآن، نماز شب، مداومت به ذکر، خدمت به خلق خدا و ... را شامل می‌شود.

فکرهای بیهوده، دیدن تصاویر و صحنه‌های بی‌فایده، شنیدن سخنان بیهوده‌ای که نتیجه ندارد، ولو حرام نیستند و فقط به عنوان سرگرمی است، ولی مالایغنی بوده و موجبات فشار قبرند. لذا باید هرگونه شنیدن، دیدن، سخن گفتن و حتّی فکر کردن، نتیجه‌ای دنیوی یا اخروی داشته باشد و الا انسان را دچار اثرات وضعی می‌کند


ذکر 5 عمل مستحب برای نزدیکی بیشتر به خدا

1- سکوت
«صُمت» یا سکوت به معنای حفظ زبان از گفتارهای بیهوده است. انسان در همه مراحل زندگی و نسبت به همه اشخاص، باید مواظب زبان خود باشد.

حفظ زبان از گفتارهای بیهوده، گرچه مستحبّ است، ولی بی‌توجّهی به آن، اثرات وضعی نامطلوبی برای انسان دارد و از موجبات فشار قبر است.

از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «هنگامی که مۆمن را خاموش ببینید به او نزدیک شوید که دانش و حکمت به شما القا می کند، و مۆمن کمتر سخن می گوید و بسیار عمل می کند، و منافق بسیار سخن می گوید و کمتر عمل می کند.» (بحارالانوار، جلد 75، صفحه 312)


از امام امیرالمۆمنین علیه السلام آمده است: «اکثر صمتک یتوفر فکرک و یستنر قلبک و یسلم الناس من یدک؛ بسیار خاموشی برگزین تا فکرت زیاد شود، و عقلت نورانی گردد، و مردم از دست (و زبان) تو سالم بمانند! » (میزان الحکمه، جلد 2، صفحه 1667)

فکرهای بیهوده، دیدن تصاویر و صحنه‌های بی‌فایده، شنیدن سخنان بیهوده‌ای که نتیجه ندارد، ولو حرام نیستند و فقط به عنوان سرگرمی است، ولی مالایغنی بوده و موجبات فشار قبرند. لذا باید هرگونه شنیدن، دیدن، سخن گفتن و حتّی فکر کردن، نتیجه‌ای دنیوی یا اخروی داشته باشد و الا انسان را دچار اثرات وضعی می‌کند.

2- گرسنگی
پرخوری اثرات دنیوی و اخروی ناگواری برای انسان در پی دارد. انسان پرخور، مستعدّ بیماری‌های گوناگون است. انواع امراض موجود در اجتماعات انسانی، بسیاری از چاقی‌ها، کسالت‌‌ها، تنبلی‌ها، پرخوابی‌ها و... در اثر پرخوری است.

در بسیاری از اوقات، پرخوری انسان را از نماز شب و یا مطالعه باز می‌دارد. و مهم‌تر از همه اینها، آنکه خداوند متعال، پرخوری را مبغوض می‌داند:

«أَبْغَضُكُمْ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی كُلُّ نَئُومٍ وَ أَكُولٍ وَ شَرُوب»[2]

مبغوض‏ترین افراد نزد خداوند كسى است كه زیاد مى‏خوابد، زیاد مى‏خورد و زیاد مى‏نوشد. خلاصه آنکه عمل نکردن به این امر مستحب، مفاسد جسمی و روحی و معنوی فراوانی در پی دارد.

شیعیان و مۆمنین، باید رابطه خود با خداوند را به وسیله ذکر مداوم، مستحکم کنند و در خلوت و جلوت به یاد پروردگار متعال باشند. بسیار مناسب است که مۆمنین هرکدام به تناسب ذوق و حاجات و حالات خود، ذکری را انتخاب کنند و بر آن مداومت ورزند. ذکر شریف «لا إِلهَ إِلاَّ الله»، صلوات، ذکر یونسیه و ... همگی بسیار خوب و عالی است و هرکدام انتخاب شوند، اثرات فراوانی برای ذاکر دارند


3- شب زنده داری
مسلمان واقعی، باید اهمیت زیادی برای نماز شب قائل باشد. یکی از علمای بزرگ نقل می‌کردند که وقتی خدمت حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» رسیدم، حضرت فرمودند: ننگ است برای شیعیان ما که نماز شب نخوانند.

در روایات ائمّه معصومین«سلام‌الله‌علیهم» تأکید فراوانی بر شب‌زنده‌داری و نماز شب شده است. اوّلین دستور از دستورات ابتدای سوره مبارکه مزمّل، خطاب به پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» برای موفّقیت در امر رسالت، شب بیداری و نماز شب است.[3] پس از نزول آیات ابتدایی سوره مبارکه علق و ایمان آوردن حضرت علی«سلام‌الله‌علیه» و حضرت خدیجه«سلام‌الله‌علیها»، ابهّت وحی پیامبر را گرفت و خستگی شدیدی در بدن خود احساس کردند، لذا کمی دراز کشیدند، آنگاه جبرئیل امین فرود آمد و این آیات را نازل کرد:


«یا أَیهَا الْمُزَّمِّلُ ، قُمِ اللَّیلَ إِلاَّ قَلیلاً»[4]

ای کسی که عبای نبوّت به دوشت آمده، برخیز و شب بیدار باش. اگر می‌خواهی بار سنگین رسالت را به سرمنزل مقصود برسانی، باید این دستورات را رعایت کنی که اوّلین آنها، شب بیداری و سحرخیزی است.

«إِنَّا سَنُلْقی‏ عَلَیكَ قَوْلاً ثَقیلاً»[5]

بار رسالت و وحی الهی، بسیار ثقیل و سنگین است و برای تحمّل آن، نیاز به شب بیداری و نماز شب است.

بنابر این، اگر انسان بخواهد رشد و تعالی مادی و معنوی پیدا کند، حتماً باید به نماز شب مقید شود. در برخی از روایات به صورت کنایه آمده است که وقتی انسان خواب بماند، شیطان او را مسخره می‌کند که نماز شب را از دست داده و توانسته شب زنده‌داری و نماز اوّل وقت را از وی بگیرد.[6]

4- عزلت
معمولاً «عزلت» این‌گونه معنا می‌شود که انسان با کسی رابطه و تماس نداشته باشد. این معنا در اخلاق اسلامی مورد نظر نیست. در واقع اسلام قطع رابطه با دیگران و گوشه‌نشینی را تأیید نمی‌‌کند. امیرالمۆمنین«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند:

«الْمُۆْمِنُ مَأْلُوفٌ‏ وَ لَا خَیرَ فِیمَنْ لَا یأْلَفُ وَ لَا یۆْلَف»[7]

مۆمن الفت مى‏گیرد. كسى كه نه الفت بگیرد و نه الفت بپذیرد، از خیر به‏دور است.

لذا عزلت به معنای گوشه نشینی و قطع رابطه‌ و رفت و آمد، مورد نظر تعالیم دینی نیست. آنكه مقصود تعالیم روحبخش قرآن و عترت«سلام‌الله‌علیهم» است، دوری و کناره‌گیری از مجالس بیهوده و بى‏نتیجه، كه از خیر دنیا و آخرت بى‏بهره‌اند، و همچنین کناره‌گیری از انسان‌هایی که رفت و آمد با آنها، باعث شر و موجب فساد است، می‌باشد.

پرخوری اثرات دنیوی و اخروی ناگواری برای انسان در پی دارد. انسان پرخور، مستعدّ بیماری‌های گوناگون است. انواع امراض موجود در اجتماعات انسانی، بسیاری از چاقی‌ها، کسالت‌‌ها، تنبلی‌ها، پرخوابی‌ها و... در اثر پرخوری است


5- ذکر مداوم
قرآن کریم، به صورت جدّی، دائم الذّکر بودن را از مسلمانان خواسته است:

«یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثیراً، وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصیلاً»[8] ؛ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، خدا را یاد كنید، یادى بسیار. صبح و شام او را به پاكى بستایید.

شیعیان و مۆمنین، باید رابطه خود با خداوند را به وسیله ذکر مداوم، مستحکم کنند و در خلوت و جلوت به یاد پروردگار متعال باشند. بسیار مناسب است که مۆمنین هرکدام به تناسب ذوق و حاجات و حالات خود، ذکری را انتخاب کنند و بر آن مداومت ورزند. ذکر شریف «لا إِلهَ إِلاَّ الله»، صلوات، ذکر یونسیه و ... همگی بسیار خوب و عالی است و هرکدام انتخاب شوند، اثرات فراوانی برای ذاکر دارند.

معمولاً علمای علم اخلاق، به همگان مخصوصاً جوان‌ها،‌ ذکر یونسیه را توصیه می‌کنند: «لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ»[9]

امام صادق«سلام‌الله‌علیه» فرمودند:

«مِنْ أَشَدِّ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَى خَلْقِهِ ذِكْرُ اللَّهِ كَثِیراً ثُمَّ قَالَ لَا أَعْنِی سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ إِنْ كَانَ مِنْهُ وَ لَكِنْ ذِكْرَ اللَّهِ عِنْدَ مَا أَحَلَّ وَ حَرَّمَ فَإِنْ كَانَ طَاعَةً عَمِلَ بِهَا وَ إِنْ كَانَ مَعْصِیةً تَرَكَهَا»[10]

سخت‏تر چیزى كه خداوند بر خلقش واجب ساخته، ذكر بسیار خداست، مقصودم فقط گفتن‏ «سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ» نیست، اگر چه این هم از جمله ذكر است، بلكه مقصود ذکر عملی و یاد آوردن خداست در آنچه حلال و حرام فرموده كه اگر طاعت خداست عمل كند و اگر معصیت است، ترک نماید.

با التزام به ذکر لفظی، قلبی و عملی، انسان به مقام عبودیت می‌رسد و مورد عنایت خداوند متعال قرار می‌گیرد.

لازم به ذکر است که برای درک مراحل بالاتر از ذکر لفظی یعنی ذکر قلبی و ذکر عملی، باید از ذکر لفظی شروع کرد تا به مرور بر اثر مداومت، ذکر در دل رسوخ کند و بالاخره در عمل به منصه ظهور درآید.

پی‌نوشت‌‌ها:

1. الكافی، ج ‏2، صص 252-353

2. مجموعة ورّام( تنبیه الخواطر)، ج 1، ص 100

3.‌ ر.ک: سیر و سلوک؛ مقدّمه، صص 28-19

4. مزمّل / 2-1

5. مزمّل / 5

6. مجموعة ورّام( تنبیه الخواطر)، ج 2، ص 236؛ بحارالانوار، ج 60، ص 263

7. الكافى، ج 2، ص 102

8. احزاب / 42-41

9. انبیاء / 87

10. الکافی، ج 2، ص 80


عکس پایین ، مربوط به چند روز پیش است که گوسفندی توسط دوست عزیزم سید امیر گلکار برای فرزند دختر خود سیده هلیا خرید به نیت عقیقه و قربانی شد! من در حال خواندن دعای عقیقه در کتاب شریف مفاتیح الجنان هستم


دنیا محل گذره! این جمله ای هست که ما معمولا عزیزی از دست بدهیم میگوئیم ! اما چقدر به آن ایمان داریم خدا میداند!!! ولی کافی است لحظه ای به قبرستان محل زندگی خود سری بزنیم و از حوادث روزگار عبرت بگیریم ! هدف از نوشتن این مطلب آن است که بگویم امیرالمومنین امام علی ابن ابی طالب علیه السلام هر روز در بازار می فرمودند :(تجهزوا ،تجهزوا ... ) خود را برای مرگ مهیا سازید!!! تعبیر حضرت می تواند تفسیر این آیه باشد که خداوند در قرآن می فرماید : ان ربک لبالمرصاد، راست است که خداوند در کمین است ، به هر حال باید به فکر آخرت باشیم

  ابوالفضل پور عرب مرد شماره ی یک سینمای ایران که با فیلم عروس شناخته شد این روزها درگیر بیماری سرطان است و عکسهای جدید او در سن ۵۱ سالگی آن قلب هوادارانش را به درد می آورد برای این بازیگر نمونه از خداوند آرزوی سلامتی میکنیم….

عکسهای جدید ابوالفضل پور عرب www.taknaz.ir

دوستان خیلی ناراحت شدم وقتی چهره برجسته بازیگر توانا رو در سایتهای مختلف میدیدم شخصی بزرگ که با ایفای نقشهای ماندگار لحظات زندگی ما را شیرین میکرد استاد عزیز جناب ابوالفضل پور عرب ، وی به شدت از بیماری سرطان رنجور و ناتوان شد ؛آرزوی ما شفای عاجل این هنرمند برجسته کشور را از خداوند منان است؛خداوندا مریضان آنهائی که روی تخت بیمارستانه ؛گوشه خانه ها،پشت ضریح نورانی حضرت رضا (علیه السلام)متوسل به آن حضرت هستند و خصوصا این هنرمند عزیز را شفای عاجل بده! آمین یا رب العالمین

جمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگی !

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید

 


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید

 

حجه الاسلام سید موسوی امکان نداره دست از برگزاری جلسات روضه برای جد بزرگوارش حضرت امام حسین( علیه السلام ) برداره! اهالی خیابان رسالت 27 شهر مقدس مشهد هر ساله نیمه شعبان منتظر جشن میلاد حضرت حجه ابن الحسن (عجل الله تعالی ظهوره الشریف ) توسط این بزرگوار هستند؛ جشنی که به امید فرج آقا برگزار میشه! جلسه با بستنی بی نظیر طلاب شروع میشه ، مداحی مداحان و با سخنرانی حضار رو به وجد می آورد و در آخر صرف شام مجلس ختم میشه؛ چیزی که جالب توجه است اینکه عیدی که غالبا یک 200تومانی یا یک پانصد تومانی نو هست ،توسط حجه الاسلام سید موسوی به مهمانان منتظر ظهور داده میشه ، تیمنا و تبرکا برکت کسب و کار ؛خدائیش مخلص ترین کسی که دیدم ایشان بودند؛ در طول هفته جلسه روضه بر پاست ؛گرفتاران درماندگان ، زیادی در خانه این سید عظیم الشان حضور پیدا میکنند اگر مشکلات اونها رو بتواند حل میکنه و الا ریش پیش جدش بزرگوارش گرو میذاره،آرزوی طول عمر و توفیقات بیش از پیش برای ایشان آرزو میکنم!

رأفت، محبت و مهربانی در سیره معصومین علیهم السلام
440

اسلام قانون محبت است. قرآن کریم، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را رحمة للعالمین‏ معرفی می‏کند: «و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین؛ نفرستادیم تو را مگر که مهر و رحمتی باشی برای جهانیان» (سوره انبیاء، آیه 107)، یعنی نسبت به‏ خطرناکترین دشمنانت نیز رحمت باشی و به آنان محبت کنی. اما محبتی که قرآن دستور می‏دهد آن نیست که با هر کسی مطابق میل و خوشایند او عمل کنیم، محبت این نیست که هر کسی را در تمایلاتش آزاد بگذاریم و یا تمایلات او را امضاء کنیم، این محبت نیست بلکه نفاق و دورویی است. محبت آنست که با حقیقت توأم باشد، محبت خیر رساندن‏ است و احیانا خیر رساندنها به شکلی است که علاقه و محبت طرف را جلب‏ نمی‏کند. به علاوه محبت منطقی و عاقلانه آنست که خیر و مصلحت‏ جامعه بشریت در آن باشد نه خیر یک فرد و یا یک دسته بالخصوص.

شما دو سنت را در میان همه ائمه می‏بینید که به طور وضوح و روشن هویدا است. یکی عبادت و خوف از خدا و خدا باوری است. یک خداباوری عجیب‏ در وجود اینها هست، از خوف خدا می‏گریند و می‏لرزند، گوئی خدا را می‏بینند، قیامت را می‏بینند، بهشت را می‏بینند، جهنم را می‏بینند. درباره امام کاظم علیه السلام می‏خوانیم: «حلیف السجدة الطویلة و الدموع الغزیرة؛ یعنی هم قسم سجده‏های طولانی و اشکهای جوشان». تا یک درون منقلب‏ آتشین نباشد که انسان نمی‏گرید. سنت دومی که در تمام اولاد امام علی علیه السلام (از ائمه معصومین ) دیده‏ می‏شود همدردی و همدلی با ضعفا، محرومان، بیچارگان و افتادگان است. اصلا " انسان " برای اینها یک ارزش دیگری دارد. امام حسن علیه السلام را می‏بینیم ، امام حسین علیه السلام رامی‏بینیم، امام سجاد علیه السلام، امام باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام، امام‏ کاظم و ائمه بعد از آنها، در تاریخ هر کدام از اینها که مطالعه می‏کنیم، می‏بینیم اصلا رسیدگی به احوال ضعفا و فقراء، برنامه اینهاست، آن هم ( به این صورت که ) شخصا رسیدگی بکنند نه فقط دستور بدهند، یعنی نایب نپذیرند و آن را به دیگری موکول نکنند.

بدیهی است که مردم اینها را می‏دیدند. زین العابدین پیک محبت بود. این هم عجیب است: راه می‏رفت، هر جا بی کسی را می‏دید، هر جا غریبی را می‏دید، فقیر و مستمندی را می‏دید، کسی‏ را می‏دید که دیگران به او توجه ندارند، به او محبت می‏کرد، او را نوازش می‏کرد و به خانه خودش می‏آورد. روزی یک عده جذامی را دید. ( همه از جذامی فرار می‏کنند، و آن که فرار می‏کند از سرایت بیماریش می‏ترسد، ولی خوب اینها هم بنده خدا هستند ) از اینها دعوت کرد، اینها را به‏ خانه خود آورد و در خانه خود از اینها پرستاری کرد. خانه زین العابدین‏ خانه مسکینان و یتیمان و بیچارگان بود.

علی علیه‌السلام فرموده است: محبت‏ دعوت به خداست. بعد می‏فرماید: «ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی‏ بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم؛ ای پیغمبر که وظیفه تو دعوت به راه خداست ـــ بدان که نیکی و بدی یک وزن ندارد؛ حتی (بدیها) با هم، هم وزن نیستند و نیکیها ها با هم، هم وزن نیستند؛ تو بدیها را با بهترین نیکیها دفع کن»، «ادفع بالتی هی احسن» دیگران بدی می کنند، تو نیکی کن. بعد خصلتی روانی را ذکر می کند، می گوید آنگاه که دشمن بدی می کند و در مقابل بدی او نیکی می کنی، می بینی خاصیت نیکی کردن در مقابل بدی، خاصیت کیمیاست، یعنی قلب ماهیت می کند، یکوقت می بینی همان که دشمن سرسخت تو بود قلب ماهیت شد و به یک دوست مهربان تبدیل شد (فصلت، 34 ).

اسلام دین محبت است، ولی آنجا که محبت کارگر نیست دیگر سکوت نمی کند؛ آنجاست که خشونت به کار می برد، شمشیر به کار می برد. شما در تاریخ زندگی پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، در تاریخ زندگی امیرالمومنین علیه‌السلام و سایر ائمه اطهار علیه‌السلام داستانهای زیادی درباره «ادفع بالتی هی احسن فا ذا الذی بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم » می‏بینید. اگر در مقابل بدی نیکی کنید خاصیتش را می‏بینید، خاصیتش این‏ است که دشمن را تبدیل به دوست می‏کند. در دعای مکارم الاخلاق تعبیرات عجیبی هست: خدایا به من توفیق‏ بده آن کسی که به من فحش می‏دهد من به او حرف خوب بگویم، آن کسی که‏ قطع رحم می‏کند من در مقابل صله رحم کنم، آن کسی که پشت سر من بد گوئی‏ می‏کند من پشت سرش خوب بگویم.

جمله‏های زیادی است. خواجه عبد الله انصاری هم تعبیر شیرینی دارد، می‏گوید بدی را بدی کردن سگساری است ( کار سگها هم چنین است. یک سگ، سگ دیگر را گاز می‏گیرد، او هم گاز می‏گیرد. اگر کسی به انسان بدی کرد و او هم‏ بدی را با بدی جواب داد، هنری که کرده، کار سگها را انجام داده است. اگر انسان سگی را بزند فورا بر می‏گردد و پای او را می‏گیرد). خوبی را خوبی کردن، خرخاری است ( یعنی اگر کسی به آدم خوبی کند و در مقابل خوبی‏ او خوبی کند خیلی هنر نکرده است. یک الاغی می‏آید شانه الاغ دیگر را با دندانش می‏خاراند، او هم فورا شانه این را می‏خاراند. این مقدار را که‏ خوبی را باید با خوبی جواب داد و در مقابل خوبی باید خوبی کرد الاغ هم‏ می‏فهمد)، اما بدی را نیکی کردن ( در مقابل بدی خوبی کردن ) کار خواجه‏ عبد الله انصاری است.

به طور کلی رحم، مهربانی و محبت امری است که همیشه در اسلام مطرح است. مردی از اشراف جاهلیت، خدمت رسول اکرم ( ص ) آمد و دید که ایشان یکی از فرزندانشان را روی زانوی خودشان‏ نشانده‏اند و او را می‏بوسند و می‏بویند و به او محبت می‏کنند. یک دفعه‏ این آدم به پیغمبر ( ص ) رو کرد و گفت: من ده تا بچه دارم و هنوز در عمرم هیچ کدامشان را یکبار هم نبوسیده‏ام. در یکی از روایاتی که‏ در این زمینه آمده، نوشته‏اند: «فالتمع وجه رسول الله» پیغمبر اکرم از این حرف چنان ناراحت عصبانی شد که صورت مبارکش قرمز شد و تغیر پیدا کرد و فرمود : «من لا یرحم لا یرحم» آن که نسبت به دیگری رحم نداشته باشد، خدا هم به او رحم نخواهد کرد. بنا به نقل دیگری فرمود: اگر خدا رحم را از دل تو کنده است، من چه کنم؟! در این زمینه اخبار و روایات و احادیث زیادی داریم.

زندگی امیرالمؤمنین ( ع ) خود بهترین نمونه است و علی ( ع ) اساسا مجسمه رحمت‏ و مهربانی است، در مقابل ضعیف که قرار می‏گیرد، دریای رحمت و محبت‏ علی ( ع ) به جوش می‏آید. پیامبر اکرم (ص) نسبت به همه چیز مهر می‏ورزید حتی حیوانات و جمادات و به همین جهت در سیره او می‏بینیم که تمام آلات و ابزار زندگیش اسمی خاص داشت، اسبها و شمشیرها و عمامه‏هایش همه اسمی خاص داشتند و این نیست جز اینکه‏ موجودات، همگان مورد ابراز محبت و عشق او بودند و گوئی برای همه چیز شخصیتی قائل بود. تاریخ این روش را در مورد انسانی غیر او سراغ ندارد و در حقیقت این روش حکایت‏ می‏کند که او سمبل عشق و محبت انسانی بوده است. وقتی از کنار کوه احد می‏گذشت با چشمان پر فروغ و نگاه از محبت لبریزش احد را مورد عنایت‏ خویش قرار داد و گفت: «جبل یحبنا و نحبه؛ کوهی است که ما را دوست‏ دارد و ما نیز آن را دوست داریم». انسانی که کوه و سنگ نیز از مهر او بهره‏مند است.

خداوند تبارک و تعالی بخشنده و مهربان است

سلام به همه کسانی که مهربانی را پیشه خود کرده اند؛در این راه سهم مهربانی ائمه معصومین علیهم السلام بیش از همه است؛بیائید با دست در دست هم قرار دادن به هم از عمق وجود این صفت زیبای الهی را در خود بیدار و پر رنگ کنیم. به این امید من این وبلاگ رو افتتاح میبکنم و تقدیم میکنم به پیامبر مهربانم حضرت محمد ابن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم )